رای وحدت رویه 46 – 1365/10/25

شماره 574- هـ  29/1/1366

ردیف 65/97

رأی شماره 46-25/10/1365 هیئت عمومی دیوان عالی کشور

ریاست محترم دیوان عالی کشور احتراماً به استحضار عالی می ­رساند:

در پرونده­ های فرجامی کلاسه 19/20/1634 و 3/16/1646 و 17/12/1645 و 20/4/1633 آراء معارضی از شعب دیوان عالی کشور صادر گردیده که به این شرح است:

1- به حکایت پرونده فرجامی 19/20/1634 شعبه 20 دیوان عالی کشور محمد احمدی و حسن احمدی به اتهام رانندگی بدون پروانه تحت تعقیب کیفری قرار گرفته­ اند و دادگاه صلح مستقل پارس آباد قرار مجرمیت آن ها را صادر نموده و پرونده را به دادسرای عمومی مشکین شهر فرستاده و با تنظیم کیفرخواست پرونده به دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر قائم مقام دادگاه کیفری 2 ارسال شده است دادگاه مزبور در تاریخ 14/7/1365 رسیدگی را در صلاحیت دادگاه پارس آباد دانسته و تصریح نموده که اگر دادگاه مزبور به علت اظهار نظر قبلی صالح نباشد پرونده را به دادگاه نزدیک بفرستد دادگاه پارس آباد هم به عنوان اینکه ارجاع پرونده به دادگاه مشکین شهر قبل از تصویب قانون تشکیل دادگاه­ های حقوقی 1 و 2 بوده با عنایت به ماده 46 قانون آئین دادرسی مدنی رسیدگی را در صلاحیت دادگاه مشکین شهر دانسته و بر اثر اختلاف در صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و شعبه 20 دیوان عالی کشور چنین رأی داده است «حل اختلاف بین محاکم حقوقی پارس ­آباد مغان و مشکین شهر که هر دو در حوزه 1 مرکز استان واقعند به موجب بند 3 ماده 32 لایحه قانونی تشکیل محاکم عمومی حقوقی و جزایی با دادگاه مرکز استان است لذا پرونده به مرجع مربوطه اعاده می­ شود» .

2- به حکایت پرونده فرجامی 3/16/1646 شعبه 16 دیوان عالی کشور احمد مهدوی به اتهام تخریب تخریب مرتع ملی شده تحت تعقیب کیفری واقع شده و دادسرای مشکین شهر با تنظیم کیفرخواست را به دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر قائم مقام دادگاه کیفری 2 فرستاده و دادگاه مزبور به اعتبار صلاحیت دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد در تاریخ 15/8/1365 قرار عدم صلاحیت صادر نموده و دادگاه پارس آباد هم رسیدگی را در صلاحیت دادگاه مشکین شهر تشخیص و اعلام عدم صلاحیت نموده و بر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و شعبه 16 دیوان عالی کشور چنین رأی داده است: « نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن و مورد از موارد حل اختلاف محسوب نبوده لذا موردی برای اظهارنظر دیوان عالی کشور وجود ندارد ولی نظر دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد قائم مقام دادگاه کیفری 2 را به رعایت بند 2 ماده 32 لایهه قانونی تشکیل دادگاه های عمومی مصوب 20/6/1358 جلب می­ نماید.

3- به حکایت پرونده فرجامی 17/12/1365 شعبه 12 دیوان عالی کشور اسمعیل و میکائیل و گل احمد فکری به اتهام شرکت در تخریب مرتع ملی مورد پیگرد کیفری واقع شده­ اند و دادسرای مشکین شهر کیفرخواست مورخ 30/1/1365 را صادر کرده و پرونده را به دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر قائم مقام دادگاه کیفری 2 فرستاده است دادگاه مزبور به استناد اظهارنظر مشورتی اداره حقوقی و ماده 197 قانون اصلاح موادی از قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1361 قرار عدم صلاحیت صادر نموده و پرونده را به دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد فرستاده است – دادگاه پارس آباد هم به استناد ماده 16 قانون تشکیل دادگاه های حقوقی 1 و 2 و ماده 4 قانون مدنی و با استفاده از روح ماده 46 قانون آئین دادرسی مدنی که مناط صلاحیت دادگاه را تاریخ تقدیم دادخواست معین نموده رسیدگی را در صلاحیت دادگاه مشکین شهر دانسته و بر اثر تحقق اختلاف پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و شعبه 12 دیوان عالی کشور چنین رأی داده است: «با توجه به محتویات پرونده و رأی شماره 33-30/3/1352 هیئت عمومی دیوان عالی کشور و با عنایت به ماده 46 قانون آئین دادرسی مدنی با تایید نظر دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس ­آباد و اعلام صلاحیت دادگاه کیفری 2 مشکین شهر حل اختلاف می­ شود و پرونده جهت رسیدگی به مرجع مذکور ارسال می­ گردد» .

4-به حکایت پرونده فرجامی 20/4/1633 شعبه چهارم دیوان عالی کشور قدیر محمدی به اتهام تجاوز به مرتع ملی مورد تعقیب کیفری واقع شده و دادگاه مشکین شهر با اشاره به نظر مشورتی اداره حقوقی دادگستری و اینکه محل وقوع جرم در حوزه قضایی دادگاه پارس آباد بوده به استناد ماده 197 قانون اصلاح موادی از قانون آئین دادرسی کیفری رسیدگی را در صلاحیت دادگاه پارس آباد تشخیص و قرار عدم صلاحیت صادر نموده است – دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد هم به استناد ماده 16 قانون تشکیل دادگاه ­های حقوقی 1 و 2 که ادامه رسیدگی را در صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده دانسته و ماده 4 قانون مدنی هم اثر قانون را نسبت به آتیه می ­داند با استفاده از روح ماده 46 قانون آئین دادرسی مدنی اعلام عدم صلاحیت نموده و رسیدگی را در صلاحیت دادگاه مشکین شهر اعلام و بر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و شعبه 4 دیوان عالی کشور چنین رأی داده است: « با توجه به مدلول ماده 201 قانون آئین دادرسی کیفری و ماده 46 قانون آئین دادرسی مدنی و اینکه در زمان صدور کیفرخواست دادگاه مشکین شهر دارای صلاحیت رسیدگی بوده و مناط در صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست ( کیفرخواست) می ­باشد و به تجویز رأی شماره 33-30/3/1352 هیئت عمومی دیوان عالی کشور با تایید نظریه دادگاه پارس آباد مبنی بر صلاحیت دادگاه مشکین شهر حل اختلاف می­ نماید» .

نظریه – از مجموع آرائی که در پرونده­ های دادگاه مشکین شهر و دادگاه پارس ­آباد صادر گردیده معلوم است که تعدادی از پرونده­ های کیفری مربوط به مجازات­ های تعزیری قبل از تاریخ تشکیل دادگاه­ های حقوقی 1 و 2 مصوب اسفندماه 1364 در دادگاه مشکین شهر مطرح بوده است پس از تصویب قانون تشکیل دادگاه­ های حقوقی 1 و 2 دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر به قائم مقامی دادگاه کیفری 2 و دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس­ آباد هم به قائم مقامی دادگاه کیفری 2 تعیین شده ­اند دادگاه مشکین شهر در این پرونده­ ها به اعتبار اینکه در پارس­ آباد مغان هم دادگاه کیفری 2 تشکیل شده قرار عدم صلاحیت صادر نموده و آن­ ها را به دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد قائم مقام کیفری 2 فرستاده است و بین این دو دادگاه از این جهت که هر دو از خود نفی صلاحیت نموده­ اند اختلاف شده و شعب دیوان عالی کشور در رسیدگی به این پرونده­ ها آراء معارضی به این شرح صادر نموده­ اند:

1- شعبه 20 دیوان عالی کشور مورد را مشمول بند 3 ماده 32 لایحه قانونی تشکیل دادگاه ­های عمومی مصوب 1358 اعلام و رسیدگی به اختلاف در امر صلاحیت را مربوط به دادگاه مرکز استان دانسته و پرونده را بدون رسیدگی اعاده نموده است.

2-شعبه 16 دیوان عالی کشور مورد را مشمول بند 2 ماده ماده 32 لایحه قانونی تشکیل دادگاه­های عمومی مصوب 1358 تشخیص و رأی دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر قائم مقام دادگاه کیفری 2 را به رأی دادگاه حقوقی 2 مستقل پارس آباد متبع اعلام و پرونده را بدون رسیدگی اعاده داده است.

1-شعبه چهارم و دوازدهم دیوان عالی کشور رفع اختلاف را با دیوان عالی کشور دانسته و با استدلال خاص به صلاحیت دادگاه حقوقی 1 مشکین شهر قائم مقام دادگاه کیفری 2 اعلام نظر کرده و رفع اختلاف نموده و پرونده را برای رسیدگی به اصل موضوع به دادگاه مشکین شهر فرستاده ­اند.

بنابراین موضوع بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 قابل طرح و رسیدگی در هیئت عمومی دیوان عالی کشور برای ایجاد وحدت رویه قضایی می­ باشد.

معاون اول قضایی ریاست دیوان عالی کشور

به تاریخ روز پنجشنبه 25/10/65 جلسه هیئت عمومی دیوان عالی کشور به ریاست حضرت آیت ­الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور و با حضور آیت ­الله سید محمد موسوی خوئینی­ ها دادستان کل کشور و جنابان آقایان رؤسا و مستشاران و اعضاء معاون شعب حقوقی و کیفری دیوان عالی کشور به شرح ذیل تشکیل گردید و پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده آیت ­الله سیدمحمد موسوی خوئینی­ ها دادستان کل کشور مبنی بر: «با توجه به اینکه بند 3 ماده 32 قانون تشکیل دادگاه ­های عمومی منسوخ نشده است علیهذا نظر شعبه بیستم دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه مرجع حل اختلاف در صلاحیت دادگاه مرکز استان است صحیح می­ باشد» . مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رأی داده ­اند:

رأی هیئت عمومی دیوان عالی کشور

مرجع حل اختلاف در صلاحیت بین دو دادگاه شهرستان­ های حوزه یک استان اعم از اینکه بالاصاله یا به قائم مقامی نسبت به امر کیفری رسیدگی نمایند با توجه به صدر بند 2 ماده 32 لایحه قانونی تشکیل دادگاه­ های عمومی مصوب 1358 و برحسب ترتیب و اولویت دادگاه کیفری 1 مرکز همان استان است فلذا رأی شعبه 20 دیوان عالی کشور تا حدی که با این نظر مطابقت دارد صحیح تشخیص می ­شود. این رأی بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ­ها در موارد مشابه لازم الاتباع است.

درباره ی محمد اسلامی

محمد اسلامی کارشناسی:حقوق ارشاد معاضدت قضایی دانشگاه:علوم انتظامی امین متولد1371/06/25

مطلب پیشنهادی

رای وحدت رویه 629 – 1377/10/29

خلاصه رای: منظور مقنن از ذکر جمله «مرجع تجدیدنظر، رای را نقض و رسیدگی می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *